محمد رضا واليزاده معجزى

253

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فصل پنجم لرستان در سالهاى 1309 تا 1312 شمسى حوادث سال 1309 شمسى گفتيم كه در اواخر اسفندماه سال 1308 به دستور رضا شاه ، براى مطيع ساختن لرستانيان ، خوانين و طوايف موردنظر را به تهران كوچانيده متنفذين را زندانى و باقى را به نقاط مختلف خراسان تبعيد كردند و قبل از اين وقايع و اردوكشىهاى زمستان ، سپهبد آن اعلاميهء كذايى را كه مشتمل بر مطالب بيم و نويد بود در همه‌جا منتشر ساخت . از خوانين لرستان تنها امير اعظم در جاى خود باقى ماند و اين موضوع هم بيشتر مرهون عنايت خاصى بود كه سپهبد به او داشت و وعده‌هايى به سپهبد داده بود كه در جاهاى ديگر از آن ياد كرده‌ايم و حاجت به تكرار آن نيست . در اين سال ( 1309 ) سرهنگ عباسعلى خان درفشان فرماندهى تيپ خرم‌آباد را داشت . در اوايل سال باز دستجاتى به ياغيگرى و تمرد و توارى مشغول شدند . سپهبد امير احمدى بعد از تبعيد دسته‌جمعى طوايف و سادات به فرماندهى ژاندارمرى كل كشور منصوب گرديد و اختيار قواى لرستان به دست سرهنگ عباسعلى خان افتاد . در الشتر نيز اشرار به راهزنى و سرقت پرداختند و كار به جايى رسيد كه حتى مردم متفرقه شبها دور و نزديك آبادى ، آهن‌پاره‌ها را به هم زده صدايى شبيه صداى گلنگدر « 1 » تفنگ از آن در مىآوردند و كشاورزان به تصور اينكه آنها ياغيانند و براى بردن « سيورسات » آمده‌اند ، اضطرارا

--> ( 1 ) . اصل : گدنگدر .